1 . جدید
[صفت]

new

/nuː/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: newer] [حالت عالی: newest]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 جدید تازه، نو

مترادف و متضاد contemporary fresh modern novel existing old
new boyfriend/technology/idea/treatment
دوست‌پسر/فناوری/ایده/درمان جدید
  • 1. I met Janet's new boyfriend.
    1. من دوست‌پسر جدید "جَنت" را ملاقات کردم.
  • 2. It was a new era in the history of our country.
    2. آن دوره جدیدی در تاریخ کشورمان بود.
  • 3. She went to Australia to start a new life.
    3. او به استرالیا رفت تا زندگی جدیدی [تازه‌ای] را آغاز کند.
  • 4. She's very creative and always coming up with new ideas.
    4. او بسیار خلاق است و همیشه ایده‌های جدیدی به ذهنش می‌رسد.
  • 5. This new cancer treatment offers hope to many sufferers.
    5. این درمان جدید سرطان، به بسیاری از بیماران امید می‌دهد.
  • 6. We have to invest in new technology if we are to remain competitive.
    6. ما باید در فناوری جدید سرمایه‌گذاری کنیم، اگر می‌خواهیم در رقابت بمانیم.
new bike/car, etc.
دوچرخه/خودرو نو و ...
  • It was a new bike - she never buys anything second-hand.
    آن یک دوچرخه نو بود؛ او هیچوقت هیچ‌چیز دست دوم نمی‌خرد.
brand new
کاملاً نو/نوی نو/جدید جدید
  • Jake arrived in his brand new car.
    "جیک" با ماشین کاملاً نویش رسید.
new to somebody/something
جدید [ناآشنا] برای کسی/چیزی
  • 1. Our system is probably new to you.
    1. سیستم ما احتمالاً برای شما جدید [ناآشنا] است.
  • 2. This idea was new to him.
    2. این ایده برای او جدید بود.
new to/at something
جدید [بی‌تجربه یا تازه‌وارد] در چیزی/کاری
  • 1. Don’t worry if you make mistakes. You’re still new to the job.
    1. نگران نباشید اگر اشتباه کردید. هنوز در این کار جدید [بی‌تجربه] هستید.
  • 2. You're new here, aren't you?
    2. تو اینجا جدید هستی، مگر نه [تو تازه به اینجا آمدی، درسته]؟
new in something
جدید در چیزی
  • What's new in the fashion world?
    چه چیزی در دنیای مُد جدید است؟
new buds
جوانه‌های تازه
  • The new buds are appearing on the trees now.
    اکنون جوانه‌های تازه دارند روی درختان پدیدار می‌شوند.
کاربرد صفت new به معنای جدید، تازه، نو
صفت new اشاره به چیزی دارد که به تازگی برای اولین معرفی، کشف و اختراع شده است و نمونه‌ای از آن در گذشته وجود نداشته است. مثال:
"a new car" (یک ماشین جدید)
"She's very creative and always coming up with new ideas" (او بسیار خلاق است و همیشه ایده‌های جدیدی به ذهنش می‌رسد.)
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان