1 . محسوس
[صفت]

noticeable

/ˈnoʊtɪsəbl/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more noticeable] [حالت عالی: most noticeable]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 محسوس قابل توجه

معادل ها در دیکشنری فارسی: آشکار
  • 1.a noticeable improvement
    1. بهبود قابل توجه
  • 2.There was a noticeable difference in his behavior after the injury.
    2. تفاوتی محسوس در رفتارش بعد از جراحت دیده می‌شد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان