[قید]

davor

/daˈfoːɐ̯/
غیرقابل مقایسه

1 جلوی آن

  • 1. Davor darfst du nicht parken.
    1 . تو اجازه نداری که جلوی آن پارک کنی.
  • 2. Sie sahen das große Gebäude. Davor stand eine Siegessäule.
    2 . شما ساختمان بزرگ را دیدید. جلوی آن یک ستون پیروزی قرار دارد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان