[فعل]

to assimilate

/əˈsɪməˌleɪt/
فعل گذرا و ناگذر
[گذشته: assimilated] [گذشته: assimilated] [گذشته کامل: assimilated]

1 وفق دادن جذب کردن، تلفیق کردن، شبیه ساختن

مترادف و متضاد absorb incorporate integrate subsume
  • 1.The United States of America has assimilated people from all parts of the world.
    1. ایالات متحده آمریکا مردم را از تمام بخش‌های دنیا در خود جذب کرده است.
  • 2.You shouldn't expect immigrants to assimilate into an alien culture immediately.
    2. شما نباید انتظار داشته باشید که مهاجرین بلافاصله با فرهنگ بیگانه وفق پیدا کنند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان