[فعل]

to deceive

/dɪˈsiv/
فعل گذرا
[گذشته: deceived] [گذشته: deceived] [گذشته کامل: deceived]
  • 1.The villain deceived Chief White Cloud by pretending to be his friend.
    1. فرد شرور با وانمود کردن به دوستی، رئیس قبیله "ابر سفید" را فریب داد.
  • 2.Virginia cried when she learned that her best friend had deceived her.
    2. "ویرجینیا" وقتی فهمید که بهترین دوستش او را فریب داده است، گریه کرد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان