[صفت]

diminished

/dɪˈmɪnɪʃt/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more diminished] [حالت عالی: most diminished]

1 کم‌شده کوچک‌شده، کاهش‌یافته

the diminished Roman Empire
امپراطوری روم کوچک‌شده

2 کوچک و بی‌اهمیت‌شده تحقیرشده

  • 1.She felt diminished by the report.
    1. او به‌خاطر گزارش احساس کرد تحقیرشده‌است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان