[قید]

distinctly

/dɪˈstɪŋktli/
غیرقابل مقایسه

1 به طور واضح به طور آشکار

مترادف و متضاد clearly
  • 1.I distinctly heard him say his name was Robert.
    1. به طور واضح شنیدم که گفت اسمش "رابرت" است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان