house


/hɑʊs/
/haʊs/

اسم
1
house [اسم]
1
خانه

مترادف:   habitation home residence
  • We met at Alison’s house.
    ما در خانه "الیسون" همدیگر را دیدیم.
  • They live in a really big house in Hampstead .
    آنها در یک خانه بسیار بزرگ در "همپستد" زندگی می‌کنند.
  • 1. ما این خانه را وقتی "لیام" هنوز بچه بود خریدیم.
  • 2. While he was working in London , Ken rented a house in Fulham .
    2. وقتی "کن" در لندن کار می‌کرد، یک خانه در "فولهام" اجاره کرد.
  • ما هفته آینده به خانه جدیدمان اسباب‌کشی می‌کنیم.
  • All house owners must pay tax.
    همه صاحب‌خانه‌ها باید مالیات بپردازند.

اسم
2
house [قابل شمارش] [اسم]
2
تالار -خانه، -سرا، -کده

دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان