[اسم]

hour

/ˈaʊər/
قابل شمارش

1 ساعت (60 دقیقه)

  • 1. There are 24 hours in a day.
    1 . در یک روز 24 ساعت وجود دارد.
for an hour
به مدت یک ساعت
  • I waited for an hour and then I left.
    من به مدت یک ساعت صبر کردم و بعد رفتم.
in an hour
تا یک ساعت دیگر
  • He'll be back in an hour.
    او تا یک ساعت دیگر برمی‌گردد.
by the hour
ساعتی
  • We're paid by the hour.
    ما ساعتی حقوق می‌گیریم.
how many hours
چند ساعت
  • How many hours of sleep do you need?
    به چند ساعت خواب نیاز داری؟
to take/last ... hours
...ساعت طول کشیدن
  • 1. The exam lasted an hour and a half.
    1. امتحان یک ساعت و نیم طول کشید.
  • 2. The trip took about three hours.
    2. سفر حدود سه ساعت طول کشید.
per hour
در ساعت
  • Top speed is 120 miles per hour.
    بالاترین حد سرعت 120 مایل در ساعت است.
within the hour
در کمتر از یک ساعت
  • We hope to be there within the hour.
    ما امیدواریم در کمتر از یک ساعت دیگر آنجا باشیم.
for hours
ساعت‌ها
  • I've been waiting for hours.
    من ساعت‌هاست منتظر هستم.
on the hour
سر ساعت
  • The bus leaves every hour on the hour.
    اتوبوس هر ساعت سر ساعت حرکت می‌کند.
lunch/dinner, etc. hour
ساعت ناهار/شام ...
  • I use the Internet at work, during my lunch hour.
    من سر کار طی [هنگام] ساعت ناهارم از اینترنت استفاده می‌کنم.
long hours
ساعات طولانی
office/visiting hours
ساعات اداری/ملاقات
  • 1. I don't know the hospital's visiting hours.
    1. من ساعات ملاقات آن بیمارستان را نمی‌دانم.
  • 2. What are your office hours?
    2. ساعات اداری شما چیست؟
after hours
پس از ساعات کاری
  • Clients can now contact us by e-mail after hours.
    حالا مشتریان می‌توانند پس از ساعات کاری با ایمیل با ما ارتباط برقرار کنند.
کاربرد واژه hour به معنای ساعت
واژه hour (که به صورت اختصاری hr یا .hr نوشته می‌شود) به مدت زمان 60 دقیقه گفته می‌شود. هر شبانه‌روز به بیست و چهار بخش تقسیم شده که به هر کدام از این بخش‌ها hour می‌گوییم. مثلا:
".The exam lasted an hour and a half" (امتحان یک ساعت و نیم طول کشید.)
واژه hour گاهی اوقات دقیقا به معنای 60 دقیقه نیست، بلکه حدوداً معادل یک ساعت است. مثلا:
".I'll be back in an hour" (من تا یک ساعت (دیگر) برمی‌گردم.)
"a hospital’s visiting hours" (ساعات ملاقات بیمارستان)
گاهی اوقات واژه hour در حالت جمع به حالت استعاری به مدت زمان طولانی اشاره می‌کند. مثلا:
".I've been waiting for hours" (خیلی وقت است که منتظر تو بوده‌ام.)
".It took hours getting there" (رسیدن به اینجا ساعت‌ها طول کشید.)
دقت کنید که با واژه hour از حرف تعریف an استفاده کنید.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان