if


/ɪf/
/ɪf/

حرف ربط
1
if [حرف ربط]
1
اگر

مترادف:   assuming on condition that provided
متضاد:   unless
  • 1. hope to see you there but , if not , I'll call you .
    1. امیدوارم آنجا تو را ببینم، اگر نه، با تو تماس می گیرم.
  • 2. If anyone calls while I'm out , please take a message .
    2. اگر کسی زنگ زدهنگامی که من بیرون بودم، لطفا پیغام شان را بگیرید.
  • 3. اگر دوست دارید من میتوانم شما را به آنجا برسانم.
  • 4. We’ll deal with that problem if and when it arises .
    4. ما به مسئله می پردازیم اگر و زمانی که پیش بیاید.

حرف ربط
2
if [حرف ربط]
2
که آیا

مترادف:   whether
  • 1. می‌دانی که آیا «پال» (در) خانه است؟
  • 2. از من پرسید که آیا می‌خواهم [دوست دارم] به مهمانی‌ای بروم.