in


/ɪn/
/ɪn/

حرف اضافه
1
in [حرف اضافه]
1
در درون، داخل، توی

مترادف:   inside
متضاد:   out outside
  • آنها در یک کلبه قدیمی زندگی می‌کنند.
  • هیچکس خانه نبود وقتی ما زنگ زدیم.

حرف اضافه
2
in [حرف اضافه]
2
در (زمان)

حرف اضافه
3
in [حرف اضافه]
3
تا (زمان) دیگر پس از (زمان)، در (زمان)

مترادف:   within

حرف اضافه
4
in [حرف اضافه]
4
[بیانگر رنگ لباس یک فرد]

  • او برای مراسم ختم، لباس مشکی پوشیده بود.

حرف اضافه
5
in [حرف اضافه]
5
[بیانگر حالت چیزی یا کسی]

  • "جنی" داشت گریه می‌کرد ["جنی"، گریان بود].
  • به حالت [شکل] دایره بنشینید.
  • I'm in love !
    من عاشق شدم!
  • خانه در وضعیت خوبی است.

حرف اضافه
6
in [حرف اضافه]
6
به زبان

  • آن‌ها داشتند به زبان فرانسه صحبت می‌کردند.
  • آن را به زبان انگلیسی بگو.

قید
1
in [قید]
1
به داخل داخل

مترادف:   inside
متضاد:   out outside

قید
2
in [قید]
2
[بیانگر حضور داشتن در مکانی] در

  • 1. من نمی‌توانم قهوه‌ای که داخلش شیر باشد را بنوشم.
  • 2. I stopped by your house , but you weren’t in .
    2. به خانه‌ات رفتم [یک سر به خانه‌ات زدم]، اما (در) خانه نبودی.
  • 3. We were locked in .
    3. ما داخل (خانه) گیر کرده بودیم.

قید
3
in [قید]
3
در حال توپ زدن (کریکت)

قید
4
in [قید]
4
داخل خط (تنیس) داخل زمین

قید
5
in [قید]
5
تحویل دادن دریافت کردن

صفت
1
in [صفت]
1
مد رایج

مترادف:   fashionable popular
متضاد:   old-fashioned out if style
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان