Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . انژکتور
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[اسم]
injector
/ɪndʒˈɛktɚ/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
انژکتور
سوختپاش
معادل ها در دیکشنری فارسی:
سوختپاش
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
injection
injectant
injectable filler
injectable
inject
injera
injudicious
injudiciously
injudiciousness
injun
کلمات نزدیک
injection
inject
initiative
initiation
initiate
injunction
injure
injured
injurious
injury
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان