[اسم]

novelist

/ˈnɑːvəlɪst/
قابل شمارش

1 رمان‌نویس نویسنده (رمان)

معادل ها در دیکشنری فارسی: داستان‌سرا داستان‌نویس رمان‌نویس
  • 1.Charles Dickens is one of the best-known Victorian novelists.
    1. چارلز دیکنز یکی از شناخته‌شده‌ترین رمان‌نویس‌های عصر ویکتوریا است.
  • 2.She's more of a poet than a novelist.
    2. او بیشتر شاعر است تا نویسنده.
a romantic/historical novelist
رمان‌نویس عاشقانه/تاریخی
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان