[صفت]

resentful

/rɪˈzentfl/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more resentful] [حالت عالی: most resentful]

1 آزرده رنجیده، عصبانی، دلخور

  • 1.a resentful look
    1 . نگاهی آزرده
  • 2.They seemed to be resentful of our presence there.
    2 . به نظر می‌رسید که آنها از حضور ما در آنجا عصبانی بودند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان