[قید]

simply

/ˈsɪmpli/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more simply] [حالت عالی: most simply]

1 به‌سادگی ساده

معادل ها در دیکشنری فارسی: به‌آسانی به سادگی
  • 1.The book explains grammar simply and clearly.
    1. کتاب دستور [گرامر]، زبان را به‌سادگی و به‌وضوح توضیح می‌دهد.
  • 2.The rooms are simply furnished.
    2. اتاق‌ها به‌سادگی تزئین شده‌اند.

2 فقط

مترادف و متضاد just
  • 1.Simply add hot water and stir.
    1. فقط آب داغ اضافه کنید و هم بزنید.
  • 2.You can enjoy all the water sports, or simply lie on the beach.
    2. شما می‌توانید از تمام ورزش‌های آبی لذت ببرید، یا فقط در ساحل دراز بکشید.

3 حقیقتاً واقعاً

مترادف و متضاد absolutely
  • 1.The view is simply wonderful!
    1. منظره حقیقتاً فوق‌العاده است!
  • 2.we have simply no other choice.
    2. ما حقیقتاً انتخاب دیگری نداریم.
  • 3.You simply must see the play.
    3. تو واقعاً باید نمایش را ببینی.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان