such


/sʌtʃ/
/sʌtʃ/

ضمیر
1
such [ضمیر]
1
جور طور

تخصیص گر
1
such [تخصیص گر]
1
چنین

  • 1. دانستن آنکه چطور در چنین وضعیت هایی رفتار کرد، سخت است.
  • 2. There's no such things as ghosts .
    2. چنین چیزی به عنوان روح وجود ندارد.

تخصیص گر
2
such [تخصیص گر]
2
خیلی

دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان