[اسم]

transformation

/ˌtrænsfərˈmeɪʃn/
قابل شمارش

1 تغییر شکل دگرگونی

معادل ها در دیکشنری فارسی: استحاله تبدیل تحول تغییر دگرگونی
  • 1.The city's transformation has been amazing.
    1. دگرگونی شهر جالب توجه بوده است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان