[اسم]

translator

/trænsˈleɪtər/
قابل شمارش

1 مترجم

معادل ها در دیکشنری فارسی: ترجمان مترجم
  • 1.She works as a translator of technical texts.
    1. او به عنوان مترجم متون فنی کار می کند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان