[قید]

twice

/twɑɪs/
غیرقابل مقایسه

1 دوبرابر دوبار

مترادف و متضاد on two occasions two times
  • 1. He's twice her size.
    1 . هیکل او دو برابر اوست.
  • 2. I've already asked him twice.
    2 . من دوبار از او پرسیده‌ام.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان