[قید]

visibly

/ˈvɪzəbli/
غیرقابل مقایسه

1 آشکارا واضح

  • 1.Ken was visibly upset about his performance evaluation.
    1. "کن" آشکارا به خاطر ارزشیابی عملکردش ناراحت بود.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان