wait


/weɪt/
/weɪt/

فعل
1
to wait [فعل]
1
صبر کردن منتظر بودن

گذشته: waited   گذشته کامل: waited  
مترادف:   await delay hold back hold on stand by stop
متضاد:   advance carry on go hurry move
  • وقتی او به مطب دکتر رفت من در راهرو برای او صبر کردم.
  • There were a lot of people waiting to use the telephone .
    تعداد زیادی منتظر بودند تا از تلفن استفاده کنند.
  • We're waiting for the rain to stop before we go out .
    ما منتظریم باران بند بیاید قبل از اینکه بیرون برویم.
  • You'll just have to wait your turn .
    شما فقط باید منتظر بمانید که نوبتتان شود.
  • There's a letter waiting for you at home .
    نامه‌ای در خانه منتظر شماست.
  • The hotel had a taxi waiting to pick us up .
    هتل یک تاکسی برای ما مهیا کرده بود که ما را سوار کند.

فعل
2
to wait [فعل ناگذر]
2
پیش خدمت بودن

گذشته: waited   گذشته کامل: waited  
  • I spent the summer waiting tables .
    من در طول تابستان پیش‌خدمت بودم.

فعل
3
to wait [فعل ناگذر]
3
غذا سرو کردن

گذشته: waited   گذشته کامل: waited  
Formal

اسم
1
wait [اسم]
1
انتظار معطلی

مترادف:   delay pause
متضاد:   continuation
  • 1. a three-hour wait
    1. یک معطلی سه ساعته
  • ما برای اتوبوس مدت طولانی منتظر شدیم [انتظار طولانی داشتیم].