[صفت]

worthy

/ˈwɜːrði/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: worthier] [حالت عالی: worthiest]

1 لایق شایسته

معادل ها در دیکشنری فارسی: سزاوار شایان شایسته مستحق لایق
مترادف و متضاد unworthy
  • 1.He always felt he was not worthy of her.
    1. او همیشه احساس می‌کرد لایق او نیست.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان