worth


/wɜrθ/
/wɜːθ/

صفت
1
worth [صفت]
1
(دارای) ارزش قیمت (داشتن)

  • 1. در حال حاضر خانه من دو برابر چیزی [مبلغی] که من برایش پرداختم، قیمت دارد.
  • 2. Our house is worth about £100 000 .
    2. خانه ما حدودا 100000 پوند قیمت دارد.
  • آیا آن قلعه ارزش دیدن را دارد؟

اسم
1
worth [اسم]
1
ارزش

اسم
2
worth [غیرقابل شمارش] [اسم]
2
اندازه

  • I'd like ten dollars' worth of gas, please.
    من به اندازه ده دلار بنزین می‌خواستم، لطفا.
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان