خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . مرکزی
[صفت]
central
/ˈsen.trəl/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more central]
[حالت عالی: most central]
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
مرکزی
معادل ها در دیکشنری فارسی:
میانی
مرکزی
محوری
مترادف و متضاد
centre
innermost
middle
extreme
outer
side
1.central Europe
1. اروپای مرکزی
2.the US central bank
2. بانک مرکزی آمریکا
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
centner
centipede
centimo
centimeter-gram-second
centimeter
central america
central bank
central canal
central city
central defensive midfielder
کلمات نزدیک
centipede
centimeter
centime
centiliter
centigram
central america
central bank
central government
central heating
central locking
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان