خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . کاشتن (در شیار زمین)
2 . سوراخکاری
3 . حفاری
[فعل]
to drilling
/dɹˈɪlɪŋ/
فعل گذرا و ناگذر
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
کاشتن (در شیار زمین)
[اسم]
drilling
/dɹˈɪlɪŋ/
غیرقابل شمارش
2
سوراخکاری
ایجاد سوراخ با مته
3
حفاری
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
drilled
drill-like
drill steel
drill site
drill rod
drilling bit
drilling fluid
drilling mud
drilling pipe
drilling platform
کلمات نزدیک
drill
driftwood
drifter
drift apart
drift
drink
drink coffee
drink to
drink up
drink-driver
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان