Close the sidebar
خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
Close the sidebar
☰
1 . تشدید کردن
[فعل]
to intensify
/ɪnˈtɛnsəˌfaɪ/
فعل گذرا
[گذشته: intensified]
[گذشته: intensified]
[گذشته کامل: intensified]
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
تشدید کردن
معادل ها در دیکشنری فارسی:
تشدید کردن
شدت گرفتن
مترادف و متضاد
heighten
1.The importance of the test will sometimes intensify the nervousness of the students.
1. اهمیت امتحان گاهی اوقات استرس دانشآموزان را تشدید میکند.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
intensifier
intensification
intensely
intense pulsed light
intense
intensifying
intension
intensional
intensity
intensity level
کلمات نزدیک
intensifier
intensification
intensely
intense
intended for
intensity
intensive
intensive care
intensive course
intensively
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان