خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . تشعشع
[اسم]
radiation
/ˌreɪdiˈeɪʃn/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
تشعشع
تابش، پرتوافکنی
معادل ها در دیکشنری فارسی:
اَشَعه
پرتوافشانی
تابش
تشعشع
1.dangerously high levels of radiation
1. سطوح بسیار خطرناک تشعشع (امواج)
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
radiatio optica
radiating
radiate
radiantly
radiant heating
radiation belt
radiation diagram
radiation field
radiation pattern
radiation pressure
کلمات نزدیک
radiate
radiant heat
radiant
radiance
radian
radiator
radical
radical party
radicalism
radically
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان