خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . باقیمانده
2 . پسماند
[اسم]
residue
/ɹˈɛsɪdˌuː/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
باقیمانده
مانده
معادل ها در دیکشنری فارسی:
بازمانده
باقیمانده
پسمانده
پسمانده
مترادف و متضاد
remainder
2
پسماند
تفاله
معادل ها در دیکشنری فارسی:
فضله
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
residuary
residual soil
residual oil
residual clay
residual
residuum
resift
resign
resign to
resignation
کلمات نزدیک
residual
residents’ association
residential
resident
residency
resign
resign oneself to
resignation
resigned
resignedly
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان