خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . راه
[اسم]
route
/ruːt/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
راه
جاده، خط (اتوبوس و ...)
معادل ها در دیکشنری فارسی:
خط
راه
مسیر
مترادف و متضاد
course
passage
path
way
1.an escape route
1. راه فرار
2.Crowds gathered all along the route to watch the race.
2. افراد [جمعیت] در امتداد جاده جمع شدند تا مسابقه را ببینند.
3.What's the best route to the station?
3. بهترین راه به ایستگاه کدام است؟
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
rout up
rout out
rout
roustabout
rousseauan
routemarch
router
router plane
routine
routinely
کلمات نزدیک
rout
rousing
rouse
roundworm
roundup
route march
router
routine
routinely
rove
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان