خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . به طور مبهم
[قید]
vaguely
/ˈveɪɡli/
غیرقابل مقایسه
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
به طور مبهم
سربسته
1.I vaguely remember what happened.
1. من به طور مبهم یادم میآید که چه اتفاقی افتاد.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
vague
vagrant
vagrancy
vagn walfrid ekman
vaginoplasty
vagueness
vain
vainglorious
vainglory
vainly
کلمات نزدیک
vague
vagrant
vagrancy
vaginal
vagina
vaguely remember
vain
vainglorious
vainly
valdez
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان