1 . باشه 2 . خوب 3 . به خوبی
[حرف ندا]

OK

(okay)
/oʊˈkeɪ/
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 باشه بسیار خب، قبول (است)

معادل ها در دیکشنری فارسی: باشه
informal
مترادف و متضاد agreed all right very well yes no unacceptable
  • 1."Could you pick me up at the train station?" "OK, what time?"
    1. «می‌توانی در ایستگاه قطار به دنبالم بیایی؟» «بسیار خب، چه ساعتی؟»
  • 2."I'll pay you back tomorrow." "OK, no problem."
    2. «من فردا پولت را پس می‌دهم.» «باشه، مشکلی نیست.»
کاربرد حرف ندای ok به معنای باشه، بسیار خب، قبول (است)
معادل های فارسی حرف ندای ok "باشه"، "بسیار خب" و "قبول (است)" هستند. از این حرف ندا برای بیان موافقت با چیزی و یا رضایت از چیزی استفاده می شود. مثال:
".Could you pick me up at the train station?" "OK, what time" ("می توانی در ایستگاه قطار به دنبالم بیایی؟" "بسیار خب، چه ساعتی؟")
".I'll pay you back tomorrow." "OK, no problem" ("من فردا پولت را پس می دهم." "باشه، مشکلی نیست.")
[صفت]

OK

(okay)
/oʊˈkeɪ/
غیرقابل مقایسه

2 خوب

معادل ها در دیکشنری فارسی: خوب
informal
مترادف و متضاد all right fine good awful bad ill unwell
to be OK
خوب بودن (حال)
  • Are you OK? You look pale.
    خوبی؟ رنگ پریده به نظر می‌رسی.
OK for somebody (to do something)
اشکالی نداشتن (انجام دادن کاری توسط کسی)
  • Is it OK for me to come too?
    آیا اشکالی ندارد که من هم بیایم؟
OK by somebody
از نظر کسی خوب بودن
  • Whatever you decide, it's OK by me.
    هرچه تو تصمیم بگیری، از نظر من خوب است [من مشکلی ندارم].
that’s/it’s OK
اشکالی نداشتن
  • ‘Sorry I’m late.’ ‘That’s ok.’
    «ببخشید دیر رسیدم.» «اشکالی ندارد.»
کاربرد صفت OK به معنای خوب
معادل صفت OK در فارسی "خوب" است. این صفت کاربردی عامیانه دارد و غیررسمی است و به معنای در حالتی از سلامتی و خوشحالی بودن، است. مثال:
".Is everything OK with you?" "Yes, fine" ("همه چی خوب است برای تو؟" "بله، خوب است.")
"?How's Paula? Is she OK after her fall yesterday" ("پاولا" چطور است؟ آیا بعد از افتادن دیروز حالش خوب است؟)
[قید]

OK

(okay)
/oʊˈkeɪ/
غیرقابل مقایسه

3 به خوبی خوب

informal
مترادف و متضاد all right well badly
  • 1.Did you sleep OK?
    1. آیا خوب خوابیدی؟
  • 2.Everything was going OK until the printer stopped working.
    2. همه چیز داشت به خوبی پیش می‌رفت تا اینکه پرینتر دیگر کار نکرد.
کاربرد قید OK به معنای به خوبی یا خوب
معادل فارسی قید OK "به خوبی" یا "خوب" است. این قید به میزان رضایت‌بخشی از چیزی یا به کیفیت یک عمل اشاره دارد. مثال:
"?Did you sleep OK" (آیا خوب خوابیدی؟)
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان