appear


/əˈpɪr/
/əˈpɪə/

فعل
1
to appear [فعل]
1
ظاهر شدن پدیدار شدن

گذشته: appeared   گذشته کامل: appeared  
مترادف:   become visible come into view
متضاد:   disappear vanish

فعل
2
to appear [فعل ناگذر]
2
حضور داشتن نقش بازی کردن

گذشته: appeared   گذشته کامل: appeared  
  • She regularly appears on TV .
    او مرتب در تلویزیون حضور می‌یابد.
  • 1. او در بیش از 60 فیلم نقش بازی کرده است.
  • 2. Next month he will be appearing as Obama in a new play on Broadway .
    2. ماه آینده او در نقش "اوباما" در نمایش جدیدی در "برادوی" حضور می‌یابد.

فعل
3
to appear [فعل ناگذر]
3
به نظر رسیدن

گذشته: appeared   گذشته کامل: appeared  
مترادف:   look seem
  • او آرام و آسوده به نظر می‌رسید.
  • 1. It appears that there has been a mistake .
    1. به نظر می‌رسد که مشکلی پیش آمده است.
  • 2. It appears unlikely that interest rates will fall further .
    2. نامحتمل به نظر می‌رسد که نرخ‌های سود بیشتر از این سقوط کند.
  • 1. She appeared to be in her late thirties .
    1. به نظر می‌رسد او در اواخر سی سالگی‌اش است.
  • 2. به نظر می‌رسد آنها نمی‌دانستند چه اتفاقی دارد می‌افتد.

فعل
4
to appear [فعل ناگذر]
4
منتشر شدن پخش شدن

گذشته: appeared   گذشته کامل: appeared