[اسم]

artichoke

/ˈɑːrtɪtʃoʊk/
قابل شمارش

1 کنگر فرنگی

معادل ها در دیکشنری فارسی: کنگر فرنگی آرتیشو
  • 1.To serve, arrange some artichokes in the center of a plate.
    1. برای سرو کردن، چند کنگر فرنگی در وسط بشقاب بگذارید.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان