[اسم]

article

/ˈɑrt̬.ɪ.kəl/
قابل شمارش

1 کالا قلم، اسباب

مترادف و متضاد item
  • 1. Many of the articles in the store are half price.
    1 . بسیاری از کالاهای مغازه، نصف قیمت هستند.
  • 2. Small household articles cost a lot.
    2 . اقلام کوچک خانگی بسیار هزینه‌بر هستند.

2 مقاله

مترادف و متضاد dissertation essay report
article on/about something
مقاله در باب/درباره چیزی
  • 1. I'm doing an article about ways of preventing pollution.
    1. من دارم مقاله‌ای می‌نویسم درباره راه‌های جلوگیری از آلودگی.
  • 2. There was an interesting article on climate change in the paper yesterday.
    2. دیروز مقاله جالبی در باب تغییرات آب و هوایی در روزنامه بود.

3 حرف تعریف

specialized
  • 1. Names of countries in English do not usually take an article.
    1 . اسامی کشورها در انگلیس معمولا حرف تعریف نمی‌گیرند.
the indefinite/definite article
حرف تعریف نامعین/معین
  • Please elaborate on definite article.
    لطفا حرف تعریف معین را توضیح دهید.

4 ماده (اسناد حقوقی)

  • 1. Several articles of the 1955 treaty were rewritten.
    1 . چندین ماده از عهدنامه 1955 بازنویسی شد.
  • 2. The actions of the organization are in article 12 of the treaty.
    2 . اقدامات شرکت‌ها در ماده 12 عهدنامه است.
[عبارات مرتبط]
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان