come


/kʌm/
/kʌm/

فعل
1
to come [فعل]
1
آمدن

گذشته: came   گذشته کامل: come  
مترادف:   arrive reach
متضاد:   go leave
  • 1. من به خاطر کتابم آمده‌ام.
  • 2. من برای کتابم آمدم.
  • من برای گرفتن کتابم آمده‌ام.

فعل
2
to come [فعل ناگذر]
2
رسیدن

گذشته: came   گذشته کامل: come  
مترادف:   appear arrive get there show up
متضاد:   leave
  • جو هم از راه رسید!
  • 1. بالاخره زمستان به پایان رسید.
  • 2. He came to power in 2006 .
    2. او در سال 2006 به قدرت رسید.
  • 3. آنها چه زمانی به یک تصمیم (نهایی) می‌رسند؟

فعل
3
to come [فعل ناگذر]
3
روی دادن به وقوع پیوستن

گذشته: came   گذشته کامل: come  
مترادف:   happen occur

فعل
4
to come [فعل گذرا]
4
موجود بودن

گذشته: came   گذشته کامل: come  
  • 1. آیا این شلوار راحتی‌ها با رنگ دیگری هم موجود هست [آیا این شلوار راحتی‌ها رنگ دیگری هم دارد]؟
  • 2. این شلوارک در رنگ‌های دیگر موجود نیست.
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان