[اسم]

confidentiality

/ˌkɑːnfɪˌdenʃiˈæləti/
غیرقابل شمارش

1 محرمانه بودن رازداری

  • 1.All letters will be treated with complete confidentiality.
    1. تمام نامه‌ها کاملا محرمانه خواهند بود.
  • 2.He was fired for a breach of confidentiality
    2. او به خاطر نقض رازداری اخراج شد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان