date


/deɪt/
/deɪt/

اسم
1
date [اسم]
1
تاریخ

مترادف:   day of the month time
  • 1. Today's date is , June 20th , 2008 .
    1. تاریخ امروز 20ام ژوئن 2008 است.
  • 2. What's today's date?
    2. تاریخ امروز چیست؟ [امروز چندم است؟]
  • آنها هنوز برای عروسی‌شان تاریخ تعیین نکرده‌اند.
  • تاریخ تولد تو چیست؟

اسم
2
date [قابل شمارش] [اسم]
2
قرار ملاقات

  • هفته آینده با من تماس بگیر و آن وقت سعی خواهیم کرد قرار ملاقات بگذاریم.

اسم
3
date [قابل شمارش] [اسم]
3
قرار (عاشقانه)

مترادف:   appointment meeting rendezvous visit
  • من فردا شب با "لوسی" قرار دارم.
  • I have a lunch date with Sue at 12 : 30 .
    من با سو در ساعت 12:30 برای صرف ناهار قرار دارم.

اسم
4
date [قابل شمارش] [اسم]
4
دوست پسر/دوست دختر

اسم
5
date [قابل شمارش] [اسم]
5
خرما

فعل
1
to date [فعل]
1
تاریخ گذاشتن

گذشته: dated   گذشته کامل: dated  
مترادف:   ascertain the date of assign a date to
  • 1. برای نامه تاریخ گذاشته ای؟
  • 2. ممنون بابت نامه شما به تاریخ 24 مارس.

فعل
2
to date [فعل گذرا و ناگذر]
2
قرار گذاشتن قرار (عاشقانه) گذاشتن

گذشته: dated   گذشته کامل: dated  
مترادف:   court go out with see woo
  • او چندین ماه است که با "ران" قرار می گذارد.
  • We've been dating for six months .
    شش ماه است که با هم قرار می گذاریم [با هم رابطه داریم].

فعل
3
to date [فعل گذرا و ناگذر]
3
قدیمی شدن از مد افتادن

گذشته: dated   گذشته کامل: dated  

فعل
4
to date [فعل ناگذر]
4
پیر نشان دادن

گذشته: dated   گذشته کامل: dated  
  • I was at the Woodstock festival—that dates me, doesn't it?
    من در جشنواره ووداستاک حضور داشتم - این من را پیر نشان می‌دهد، مگر نه؟
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان