Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . فروشگاه بزرگ
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[اسم]
department store
/dɪˈpɑrt.məntˌstɔːr/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
فروشگاه بزرگ
فروشگاه چندمنظوره
معادل ها در دیکشنری فارسی:
فروشگاه بزرگ
1.Department stores are ever where nowadays.
1. امروزه فروشگاههای بزرگ همه جا هستند.
2.She took a job as a sales assistant in the lingerie section of a department store.
2. او شغلی بهعنوان دستیار فروش در بخش لباسزیر فروشگاه چندمنظوره بهدست آورد.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
department of veterans affairs
department of transportation
department of the treasury
department of the interior
department of sociology
departmental
departmentally
departure
departure gate
departure lounge
کلمات نزدیک
department for education and skills
department
departed
depart
deoxyribonucleic acid
departmental
departure
departure lounge
departures
departures board
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان