[قید]

downstairs

/ˌdɑʊnˈsterz/
غیرقابل مقایسه

1 طبقه پایین

مترادف و متضاد upstairs
  • 1.I ran downstairs to see who was at the door.
    1. من به طبقه پایین دویدم تا ببینم چه کسی دم در است.
[صفت]

downstairs

/ˌdɑʊnˈsterz/
غیرقابل مقایسه

2 طبقه پایین زیرین

معادل ها در دیکشنری فارسی: پایینی
مترادف و متضاد upstairs
  • 1.She lives in the downstairs apartment.
    1. او در آپارتمان طبقه پایین [زیرین] زندگی می‌کند.
[اسم]

the downstairs

/ˌdɑʊnˈsterz/
غیرقابل شمارش

3 طبقه پایین

معادل ها در دیکشنری فارسی: پایین
مترادف و متضاد upstairs
  • 1.We're painting the downstairs.
    1. ما داریم طبقه پایین را رنگ‌آمیزی می‌کنیم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان