[قید]

downward

/ˈdaʊnwərd/
غیرقابل مقایسه

1 رو به پایین رو به زیر

معادل ها در دیکشنری فارسی: پایین رو به پایین نزولی
مترادف و متضاد upward
  • 1.He was lying face downward.
    1. او با سر رو به پایین [به شکم] دراز کشیده بود.
[صفت]

downward

/ˈdaʊnwərd/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more downward] [حالت عالی: most downward]

2 (مربوط به) سرازیری رو به پایین

مترادف و متضاد upward
the downward slope of a hill
شیب رو به پایین تپه
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان