everything


/ˈev.riːˌθɪŋ/
/ˈɛvrɪθɪŋ/

ضمیر
1
everything [ضمیر]
1
همه چیز

مترادف:   each item
متضاد:   nothing
  • خانواده‌ام همه چیز من هستند. [برای من از همه چیز مهم‌تر هستند]
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان