[حرف اضافه]

except

/ɪkˈsept/

1 به جز به غیر از

معادل ها در دیکشنری فارسی: به استثنای الا بجز جز به جز مگر
مترادف و متضاد apart from besides excluding other than including
  • 1.It's cool and quiet everywhere except in the kitchen.
    1. همه جا خنک و ساکت است به جز آشپزخانه.
  • 2.The museum is open daily except Mondays.
    2. موزه همه‌روزه باز است به غیر از دوشنبه‌ها.
except for something/somebody
به جز چیزی/کسی
  • Everyone was there except for Sally.
    همه آنجا بودند به جز "سالی".
[فعل]

to except

/ɪkˈsept/
فعل گذرا
[گذشته: excepted] [گذشته: excepted] [گذشته کامل: excepted]

2 مستثنی کردن استثنا کردن

معادل ها در دیکشنری فارسی: استثنا کردن مستثنا کردن
formal
to except somebody/something
به استثنای کسی/چیزی
  • The sanctions ban the sale of any products excepting medical supplies and food.
    تحریم‌ها فروش هر نوع محصولی را قدغن کردند به استثنای لوازم پزشکی و غذا.
to be excepted from something
از چیزی مستثنی بودن
  • Children under five are excepted from the survey.
    بچه‌های زیر پنج سال از نظرسنجی مستثنی هستند.
[حرف ربط]

except

/ɪkˈsept/

3 به جز اینکه فقط این که

معادل ها در دیکشنری فارسی: مگر اینکه
except that…
به جز اینکه ...
  • 1. I didn't tell him anything except that I needed the money.
    1. من به او هیچی نگفتم به جز اینکه به پول نیاز دارم.
  • 2. Our dresses were the same except (that) mine was red.
    2. پیراهن‌های ما یکسان بودند فقط اینکه مال من قرمز بود.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان