[صفت]

flowery

/ˈflaʊəri/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: flowerier] [حالت عالی: floweriest]

1 پرطمطراق قلمبه‌سلمبه

flowery prose
نثر پرطمطراق
flowery language
زبان قلمبه‌سلمبه

2 گل‌دار گل‌گلی

  • 1.She was wearing a flowery dress.
    1. او یک لباس گل‌دار [گل‌گلی] پوشیده بود.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان