[صفت]

frank

/fræŋk/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: franker] [حالت عالی: frankest]

1 روراست رک، صادق

معادل ها در دیکشنری فارسی: بی‌پرده رک روراست صریح
مترادف و متضاد candid direct honest open dishonest hidden secretive
  • 1.Eretha was completely frank when she told her friend about the sale.
    1. "اریتا" کاملاً روراست بود وقتی به دوستش درباره حراج گفت.
  • 2.Never underestimate the value of being frank with one another.
    2. هیچ‌وقت ارزش صادق بودن با یکدیگر را دست کم نگیرید.
  • 3.People liked Duffy because they knew he would be frank with them.
    3. مردم "دافی" را دوست داشتند، چون می‌دانستند او همیشه با آنها روراست است.
[اسم]

Frank

/fræŋk/
غیرقابل شمارش

2 فرانک (اسم کوچک مردانه)

تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان