[اسم]

friendship

/ˈfrend.ʃɪp/
قابل شمارش

1 رفاقت دوستی

معادل ها در دیکشنری فارسی: الفت دوستی رفاقت هم‌صحبتی مودت
مترادف و متضاد amity attachment companionship intimacy enmity
  • 1.I never want to see you again, our friendship is over.
    1. دیگر [هرگز] نمی‌خواهم ببینمت، رفاقت ما تمام است.
  • 2.Remember, friendships are a two-way street.
    2. یادت باشد، رفاقت جاده دوطرفه است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان