[اسم]

goggles

/ˈgɑgəlz/
غیرقابل شمارش

1 عینک (ایمنی)

معادل ها در دیکشنری فارسی: عینک عینک ایمنی
  • 1.I always wear goggles when I swim.
    1. همیشه وقتی که شنا می‌کنم، عینک می‌زنم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان