[اسم]

graduate

/ˈgrædʒʊət/
قابل شمارش

1 فارغ‌التحصیل دانش‌آموخته

معادل ها در دیکشنری فارسی: دانش‌آموخته فارغ‌التحصیل
مترادف و متضاد degree holder grad
  • 1.high-school graduates
    1. فارغ‌التحصیلان دبیرستان
graduate in something
فارغ‌التحصیل رشته ...
  • a graduate in history
    فارغ‌التحصیل رشته تاریخ
a graduate of a university/college ...
فارغ‌التحصیل دانشگاه/کالج و...
  • a graduate of Oberlin College
    فارغ‌التحصیل کالج "اوبرلین"
[فعل]

to graduate

/ˈɡrædʒueɪt/
فعل گذرا و ناگذر
[گذشته: graduated] [گذشته: graduated] [گذشته کامل: graduated]

2 فارغ‌التحصیل شدن فارغ‌التحصیل کردن

معادل ها در دیکشنری فارسی: فارغ‌التحصیل شدن
to graduate in something
در رشته‌ای فارغ‌التحصیل شدن
  • Only three students graduated in Czech studies last year.
    سال گذشته تنها سه دانشجو در رشته مطالعات کشور چک فارغ‌التحصیل شدند.
to graduate from…
از جایی فارغ‌التحصیل شدن
  • Graduating from Oxford university is an honor.
    فارغ‌التحصیل شدن از دانشگاه آکسفورد یک افتخار است.
to graduate something
از جایی فارغ‌التحصیل شدن
  • She graduated college last year.
    او سال گذشته از کالج فارغ‌التحصیل شد.
to graduate somebody (from something)
کسی را (از جایی) فارغ‌التحصیل کردن
  • The college graduated 50 students last year.
    کالج سال گذشته 50 دانشجو را فارغ‌التحصیل کرد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان