Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . وقت گذراندن
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[فعل]
to kill time
/kɪl taɪm/
فعل ناگذر
[گذشته: killed time]
[گذشته: killed time]
[گذشته کامل: killed time]
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
وقت گذراندن
وقت پر کردن
1.We killed time playing cards.
1. ما با ورق بازی کردن وقت گذراندیم.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
kill the goose that lays the golden egg
kill the chicken to scare the monkey
kill or cure
kill oneself
kill off
kill two birds with one stone
kill with kindness
kill zone
kill-to-death ratio
killable
کلمات نزدیک
kill the fatted calf
kill
kilimanjaro
kidney-shaped
kidney stone
kill two birds with one stone.
killed
killer
killer application
killer cell
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان