kill


/kɪl/
/kɪl/

فعل
1
to kill [فعل]
1
کشتن از بین بردن

گذشته: killed   گذشته کامل: killed  
مترادف:   destroy end the life of murder put an end to
  • 1. سیگار می‌تواند (آدم) بکشد.
  • پدر و مادرش در تصادف هواپیما کشته شدند.