Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . کیلو
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[اسم]
kilo
(kilogram)
/ˈkiː.ləʊ/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
کیلو
معادل ها در دیکشنری فارسی:
کیلوگرم
کیلو
a 200 kilo block of concrete
یک بلوک سیمانی 200 کیلویی
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
kiln-dried
kiln
killjoy
killingly
killing zone
kilobyte
kilocalorie
kilocycle
kilocycle per second
kilogram
کلمات نزدیک
kiln
killjoy
killing
killer whale
killer cell
kilobyte
kilogram
kilometer
kilowatt
kilt
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان